7 درسی که من از استارتاپ شکست خورده‌ام گرفتم

من دیو گالانت (Dave Gallant) مربی و مشاور بازاریابی هستم. در ابتدا باید عنوان کنم که من قبلا یکی از بنیانگذاران یک استارتاپ شکست خورده بودم و به این موضوع افتخار میکنم.
آن موقع این اتفاق من را خیلی بیشتر از حدی که تصور می کردم تحت فشار قرار داد. اما درس هایی که من از آن اتفاق گرفتم بسیار سودمند و غیر قابل ارزش گذاری است. من علاقه دارم که این تجربیات را با دیگران به اشتراک بگذارم.

تجربیات استارتاپ من:
اول از همه لازم است توضیح دهم که من در آن زمان به صورت همزمان 3 شغل داشتم.
بله ، 3 شغل!
اما چرا؟
در آن زمان من تازه شروع به کار به عنوان مشاور در ظرفیت حرفه ای کرده بودم و همانطور که میدانید اینکه نام شما بر سر زبان ها بیفتد نیازمند گذر زمان است. برای همین من نیازمند یک شغل دوم بودم تا بتوانم هزینه هایم را تامین کنم و به همین خاطر شب ها در یک هتل مشغول به کار بودم.

برنامه روزانه من چیزی شبیه به این بود:
7 صبح: آمدن به خانه و خوابیدن
12 ظهر: بلند شدن از خواب و خوردن ناهار
1 ظهر – 9 شب: کار بر روی استارتاپ ، همچنین مشاوره بازاریابی
10 شب – 11 شب: آماده شدن و رفتن به محل هتل
11 شب – 7 صبح: کار در هتل

این برنامه هر روز تکرار میشد و من حدود 7 ماه به این شکل زندگی کردم و این سبک زندگی نزدیک بود من را بکشد! اما من لحظه ای از این وضعیت پشیمان نبودم.
شکست خوردن ارزشمند است حتی بسیار بیشتر از موفق شدن. زمانی که شما شکست میخورید مجبور می شوید از خود سوالات سختی بپرسید. چرا من شکست خوردم؟ آیا من به اندازه کافی تلاش نکردم؟ زمان بندی من اشتباه بود؟ شما مجبور به ارزیابی مجدد خود هستید. اولویت ها ، دلایل و انگیزه هایتان. بهتر از همه این است که به شما یاد می دهد دفعه بعدی چکاری را انجام ندهید.

7 درس گرفته شده از استارتاپ شکست خورده
من 7 درسی که در استارتاپ شکست خورده ام یاد گرفتم را برای شکا بازگو می‌کنم.

1- هیچ وقت فرض نکنید ، همیشه اعتبار سنجی کنید.

این خیلی مهم است. شما باید مطمئین شوید که محصول یا سرویس شما یک مشکل واقعی را حل می‌کند و آیا بازار هدف شما برای راه حلتان هزینه پرداخت می‌کند؟ به عنوان دیگر قبل از اینکه مبلغ زیادی پول هزینه کنید ایده خود را تست کنید.
زمانی که ما استارتاپمان را لانچ کردیم ما این کار را نکردیم. زیرا اعتبار سنجی بازار هدف ما مشکل بود (ما اینطور فکر می‌کردیم). بنابراین ما استارتاپمان را با امید اینکه در طول مسیر اعتبار سنجی خواهیم کرد راه اندازی کردیم. ایده بدی بود.

2- شریک خوب با ارزش‌تر از طلا است.

داشتن شریک مناسب خیلی مهم است. شریک من یک مکمل فوق العاده بود. دفعات زیادی بود که من میخواستم خودم را کنار بکشم اما اون به من کمک کرد. شما باید با همدیگر صادق باشید. این تجربه من بود.

3- همیشه یک شریک فنی داشته باشید.

به من اعتماد کنید، وقتی که در تیمتان یک نفر را با قدرت انجام کارهای فنی (توسعه دهنده نرم افزاری) نداشته باشید درست کردن کارها خیلی سخت است. خوشبختانه ما برای مدتی موفق به نگه داشتن یک توسعه دهنده قدرتمند شدیم اما به هر حال نداشتن یک نیروی فنی که جزو تیممان باشد ما را خیلی عقب انداخت.

4- شما انعطاف پذیری بسیار بیشتری نسبت به آنچه فکر میکنید دارید.

شاید اگر کسی به من میگفت شب ها در هتل کار میکند ، در روز 4 ساعت می‌خوابد و بقیه وقت روزانه اش  را مشاوره می‌دهد و همچین عضوی از یک استارتاپ است به او میگفتم که دیوانه است. من میدانم که انعطاف بالایی داشتم ، اما این موضوع واقعا من رو به جلو حرکت داد. هیچ وقت توانایی های خود را دست کم نگیرید.

5- هیچ وقت از اینکه نام خود را استارتاپ بنامید نترسید.

بنابر دلایلی زمانی که ما استارتاپمان را لانچ کردیم دلمان نمی‌خواست برچسب “استارتاپ” در کنار اسممان بخورد. در ابتدا استدلال ما این بود که اگر خود را استارتاپ بنامیم ، محصولمان کم ثبات و نا معتبر تلقی خواهد شد. چیزی که ما در شکستمان دیدیم این بود که مجبور به پشتیبانی بسیار بیشتر از یک استارتاپ شدیم.

6- هیچ وقت از درخواست کمک نترسید.

وقتی شما در شرایط خاصی هستید از اینکه از دیگران درخواست کمک بکنید نترسید. تنها مطمئین شوید که طرف مقابل در این زمینه تجربه دارد و قبلا در وضعیتی مشابه شما حضور داشته است. در این زمان ها به سادگی سراغ خانواده و دوستانتان نروید تا از آنها درخواست پیشنهاد کنید. اغلب اوقات آنها شما را تائید می کنند چون آنها شما را دوست دارند و از شما حمایت میکنند و اغلب نمی‌خواهند به احساس شما صدمه بزنند.

7- محصولات فیزیکی می تواند استارتاپ شما را نابود کند (هزینه اضافه ممنوع)

زمانی که ما شروع به کار کردیم محصولاتی را خریداری کردیم که فکر می‌کردیم بازار هدف ما آنها را از ما خواهند خرید. این موضوع برای ما گران و پر هزینه بود. هیچ وقت تا زمانی که مطمئین نشدید که بازار هدفتان این وسایل را از شما خریداری میکنند محصولی را نخرید.

منبع

admin

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


× 9 = سی شش

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>